جستار – اقتصاد مقاومتی

ما گفتهایم اقتصاد مقاوتی درونزا و برونگرا است. خب، در اقتصاد مقاومتی ارتباط با دنیا وجود دارد؛ منتها گفته میشود که اعتماد بایستی به مردم باشد؛ اقتصاد درونزا و برونگرا. در اقتصاد، بیکار به فردی گفته می شود که با دستمزدهای رایج در بازار حاضر به کار باشد اما شغلی برای او وجود نداشته باشد. بیکاری ارادی و غیر ارادی: کسانی که با میل و اراده خود بیکارند را بیکاران ارادی و افرادی که به جز میل و اراده خود بیکارند را بیکار غیر ارادی می نامند. بیکاری اصطکاکی یا طبیعی: در این نوع از بیکاری در هر مقطعی از زمان، تعدادی نیروی کار به صورت موقت شغل خود را از دست می دهند یا اینکه شغل برای اینگونه افراد وجود دارد اما به دنبال فرصت شغلی مناسب تری می گردند. بیکاری ساختاری: این نوع از بیکاری با پیشرفت تکنولوژی ایجاد می شود. بیکاری فصلی: این نوع از بیکاری برای مشاغلی چون کشاورزی در فصول خاصی از سال مثل زمستان بوجود می آید. بیکاری ادواری: علت این نوع از بیکاری دوره های اقتصادی است. بیکاری آشکار و پنهان: بیکاران آشکار، بیکارانی هستند که به دنبال شغل می گردند. بیکاران پنهان به افرادی گفته می شود که شغل دارند اما نقشی در تولید ندارند.

افرادی که به دنبال یادگیری مهارت های جدید نرفته اند، شغل خود را از دست می دهند. را به دنبال دارد. یعنی این گزارشهایی است که به ما رسیده که انشاءالله خلاف واقع باشد، امّا گزارشهایی است که هست؛ اینها را باید به نظر من تعقیب کرد و دنبال کرد و مهم است. در بعضی از موارد، من از خود مسئولین کشور میشنوم که بخش خصوصی به خاطر کمتوانیاش جلو نمیآید. تولید ناخالص داخلی شامل مصرف دولتی و خصوصی، مخارج دولتی، سرمایه گذاری های داخلی و خارجی، هزینه های بخش ساخت و ساز، هزینه های بخش خصوصی و خالص واردات و صادرات با کشورهای خارجی. دیدید یك مقدار لبخندی مشاهده شد، شركتهای خارجی هجوم آوردند؛ میخواهند بیایند، تا چه وقت میتوانند آمریكاییها روی این لجبازی خودشان مقاومت كنند؟ سرمایهگذار خارجی امروز میآید، فردا بهخاطر یک حادثهای، مشکل درست میکند برای ما. اگر در بخشی از اقتصاد تورم ایجاد شود، همه این اقتصاد دچار مشکل خواهد شد. واقعیت دیگری كه باید به آن توجه داشت، ظرفیتهای بیشمار ملی است؛ كه خوشبختانه مسئولین كشور، مسئولین دولتی – كه من امكان این را داشتم كه بالخصوص در این ایام با اینها ملاقات كنم – بعد از تشكیل دولت جدید، میبینم همه معترفند، معتقدند، واقفند، به ظرفیتهای بیشمار داخلی كشور؛ كه خب همین وجود این ظرفیتها هم بحمدالله رهنمون شد كه این حقیر و همفكران و همكاران و كمكها، به این مسئلهی اقتصاد مقاومتی برسیم؛ والا اگر كشوری از ظرفیت داخلی محروم باشد، نمیتواند یك اقتصاد مقاوم بهوجود بیاورد.

یک واقعیت دیگر هم این است که اگر کشور در مقابل فشارهای دشمن – از جمله در مقابل همین تحریمها و از این چیزها – مقاومت مدبرانه بکند، نه فقط این حربه کُند خواهد شد، بلکه در آینده هم امکان تکرار چنین چیزهائی دیگر وجود نخواهد داشت؛ چون این یک گذرگاه است، این یک برهه است؛ کشور از این برهه عبور خواهد کرد. اگر بخواهیم کشور های جهان را بر اساس توانایی آنان برای رشد فراگیر رتبه بندی کنیم این رتبه بندی ها کاملا متفاوت خواهند بود. اگر می خواهید با بحران اقتصادی و نکات مربوط به آن بیشتر آشنا شوید می توانید پست وبلاگ قبضینو درباره این موضوع را مطالعه کنید. اینکه ما گفتیم اقتصاد مقاومتی، یعنی بخش اقتصادیِ این سیاستِ بزرگ و اساسی، مقاومت اقتصادی است. سیاست های درآمدی دولت یعنی کنترل مستقیم قیمت ها، دستمزدها، حقوق و … در آخرین آمار منتشر شده، تولید ناخالص داخلی کشورها بر حسب دو فاکتور قیمت های جاری و برابری قدرت خرید رتبه بندی شده است. بحران اقتصادی به معنای پیدا شدن اضافه تولید یعنی پر شدن بازار از کالاهایی است که مشتری قدرت خرید آن ها را ندارد.

تورم حاد: افزایش مدام قیمت ها منجر به ایجاد انتظار برای افزایش بیشتر می شود. تورم مطلق: افزایش در تقاضاهای پولی برای کالاها منجر به افزایش اشتغال و بازده واقعی کالاها شود و تا اندازه ای هزینه تولید یک واحد از کالا را بالا ببرد. وقتی یک چیزی بهصورت یک گفتمان عمومی درآمد و خواستِ عمومی شد، طبعاً تحقّق پیدا میکند؛ یعنی مسئولین هم در همان جهت حرکت میکنند. خیلی خب، این مقرّرات بایستی حتماً با نگاه عادلانه تنظیم بشود و مسئولین بنگاهها هم به این نکته توجّه بکنند. به من گزارش دادهاند که بر اثر فعّالیتهایی که انجام گرفته است، تراز بازرگانی مثبت شده یعنی صادرات غیر نفتیمان از وارداتمان بیشتر است؛ خب، این خبر بسیار خوبی است؛ یا اینکه مثلاً فرض بفرمایید واردات ما از سال گذشته کمتر شده است؛ اینها خبرهای خوبی است، منتها اینها کفایت نمیکند و کار با اینها تمام نمیشود؛ کارهای اساسی باید انجام بگیرد. تورم آثار منفی بسیاری بر سطح درآمد و تولید بر جای می گذارد و علاوه بر این آثار مادی بر شرایط سیاسی و روانی جامعه نیز اثر گذار است. تورم می تواند منجر به ایجاد شورش سیاسی و اجتماعی شود. یعنی ما رونق اقتصادی کشور را بدون تأمین عدالت اجتماعی بههیچوجه قبول نداریم و معتقد به آن نیستیم.

دیدگاهتان را بنویسید